كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
819
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
وقايع سنهء اثنين و ثمانمائه داستان آمدن حضرت صاحبقران از توران به ايران و فتح شام و روم تا سرحد فرنگستان به مدت هفت سال حضرت صاحبقران ، بعد از فتح ممالك هندوستان ، چون در سمرقند خبر اختلال احوال عراقين و آذربايجان شنود ، با سپاه توران و ايران بل تمام جهان ، به عزم تسخير شام و روم تا سرحد فرنگستان نهضت فرمود . آرى . مصرع شهسوار پردل پيروز جنگ آفتاب تا هرروز عرصهء آسمان را كه ميدان جولان يكران اوست نپيمايد عنان توسن ايام در قبضهء اقتدار كجا يابد و هلال تا هر ماه نقرهء خنگ فلك را براى سرعت سير نعلبندى ننمايد بر ذروهء كمال و اوج استقبال چهسان جلوهگر آيد . بيت سفر را گر چنين قدرى نبودى * مه نواز سفر بدرى نبودى خورشيد صبح و شام حسام خونآشام و سنان جانستان براى آن دارد كه جان را به سنان ظفرنشان و شمشير خون فشان نگاه دارد و ماه هر ماه به اشكال گوناگون از آن نمود كه عالم را به اسلحهء حرب چون كمان و سپر و زوبين و خنجر توان گشود . بنابرآن حضرت صاحبقران . مصرع آنكه جهان را چو او كس نتواند گشاد داراى اسكندر نشان ، اردوان اردشير مكان ، تاجبخش ممالك ستان ، تهمتن رويين تن نوشيروان ، طهمورث ديوبند قلعه گشاى ، كيومرث جمشيد قدر خورشيد نماى . بيت فروزندهء تاج و تخت كيان * فرازندهء اختر كاويان